انتخاب متریال در پروژههای معماری معمولاً از ظاهر شروع میشود؛ رنگ، بافت، Finish یا یک تصویر جذاب. اما چیزی که در یک کاتالوگ یا نمایشگاه مناسب به نظر میرسد، لزوماً برای یک پروژه واقعی انتخاب درستی نیست.
یک متریال مناسب باید علاوه بر ظاهر، با طراحی، عملکرد، ابعاد، اجرا، هزینه و شرایط تأمین پروژه هماهنگ باشد.
فرض کنید متریالی دقیقاً همان رنگ و بافت موردنظر طراح را دارد. اما ابعاد آن با Module پروژه هماهنگ نیست، اجرای آن پیچیده است یا زمان تأمینش با برنامه پروژه نمیخواند.
در این شرایط، انتخاب از نظر ظاهری درست است؛ اما از نظر پروژهای نه.
به همین دلیل بهتر است هنگام انتخاب متریال چند سؤال ساده را بررسی کنیم:
آیا با Design Intent پروژه هماهنگ است؟
آیا Performance موردنیاز را دارد؟
آیا ابعاد آن با طراحی و Detail سازگار است؟
آیا روش اجرای آن مشخص و قابل تحقق است؟
آیا با Budget پروژه هماهنگ است؟
آیا در زمان موردنیاز قابل تأمین است؟
ابعاد استاندارد یک محصول همیشه با Module معماری هماهنگ نیست.
این اختلاف میتواند باعث افزایش پرت، Jointهای نامناسب، تغییر ریتم نما یا پیچیدهتر شدن Detail شود.
گاهی پیدا کردن یک Alternative Size یا حتی بررسی امکان Custom Size میتواند نتیجه نهایی را به شکل قابلتوجهی بهبود دهد.
پس پیش از نهایی کردن متریال، باید محصول را در کنار Detail و منطق اجرایی پروژه دید.
قیمت خرید تنها بخشی از هزینه واقعی یک متریال است.
پرت، حمل، زیرسازی، نصب، زمان اجرا و نگهداری نیز میتوانند روی هزینه نهایی اثر بگذارند.
به همین دلیل در بعضی پروژهها، یک Alternative که در ابتدا گرانتر به نظر میرسد، میتواند به دلیل پرت کمتر، اجرای سادهتر یا نگهداری بهتر، انتخاب اقتصادیتری باشد.
اینجاست که Value Engineering میتواند به فرآیند انتخاب اضافه شود.
گاهی مسئله فقط انتخاب میان محصولات موجود نیست.
ممکن است:
Finish موردنظر در بازار وجود نداشته باشد.
ابعاد استاندارد با طراحی هماهنگ نباشد.
محصول اصلی در زمان موردنیاز قابل تأمین نباشد.
چند محصول نیاز به Integration داشته باشند.
Alternativeهای معمول، Design Intent را حفظ نکنند.
در این شرایط، راهکار میتواند شامل Alternative Development، ترکیب چند محصول، Custom Sourcing یا توسعه یک Detail خاص باشد.
و نکته مهم این است که:
راهکار سفارشی، الزاماً به معنای ساخت یک محصول از صفر نیست.
در انتخابهای حساس، بررسی Sample یا Mock-up میتواند بسیاری از مشکلات را پیش از اجرای کامل مشخص کند.
رنگ واقعی، Texture، مقیاس، نحوه اتصال، برخورد نور و ترکیب چند متریال، مواردی هستند که همیشه از روی کاتالوگ یا تصویر قابل قضاوت نیستند.
یک مسیر حرفهای میتواند از:
Design → Material → Technical → Cost → Supply → Execution
عبور کند تا انتخاب نهایی فقط بر اساس ظاهر انجام نشود.
متریال زمانی انتخاب مناسبی است که نه فقط در تصویر، بلکه در شرایط واقعی پروژه نیز پاسخگو باشد.
اگر گزینههای استاندارد بازار نیاز پروژه را پوشش میدهند، انتخاب متریال مسیر مناسبی است.
اما اگر پروژه با یک نیاز خاص در طراحی، ابعاد، Finish، عملکرد، تأمین یا اجرا مواجه باشد، باید مسئله را یک مرحله جلوتر برد و به دنبال راهکار مناسب پروژه بود.
گاهی بهترین انتخاب، یک محصول آماده نیست؛ راهکاری است که برای نیاز واقعی پروژه پیدا یا توسعه داده میشود.